خانه | ۶۶ کتاب | غزل غزلها

عهد عتیق | شعر و حکمت | باب ۳ از ۸

غزل غزلها ۳

غزل غزلها ۳، ترجمهٔ قدیم (۱۸۹۵): باب کامل، ۱۱ آیه، بدون تبلیغ و بدون ثبت‌نام.

۱۱آیه
۳ از ۸باب
غز ۳ارجاع
عهد عتیقبخش

غزل غزلها ۳ — متن کامل

ترجمهٔ قدیم (۱۸۹۵)، ۱۱ آیه. برای پیوند مستقیم به یک آیه، روی ارجاع آن بزنید.

  1. غز ۳:۱

    شبانگاه در بستر خود او را که جانم دوست می دارد طلبیدم. او را جستجو کردم امانیافتم.

  2. غز ۳:۲

    گفتم الان برخاسته، در کوچه‌ها و شوارع شهر گشته، او را که جانم دوست می‌دارد خواهم طلبید. او را جستجو کردم اما نیافتم.

  3. غز ۳:۳

    کشیکچیانی که در شهر گردش می‌کنند مرایافتند. گفتم که «آیا محبوب جان مرا دیده‌اید؟»

  4. غز ۳:۴

    از ایشان چندان پیش نرفته بودم که او را که جانم دوست می‌دارد یافتم. و او را گرفته، رها نکردم تابه خانه مادر خود و به حجره والده خویش درآوردم.

  5. غز ۳:۵

    ای دختران اورشلیم، شما را به غزالها وآهوهای صحرا قسم می‌دهم که محبوب مرا تاخودش نخواهد بیدار مکنید و برمینگیزانید.

  6. غز ۳:۶

    این کیست که مثل ستونهای دود از بیابان برمی آید وبه مر و بخور و به همه عطریات تاجران معطراست؟

  7. غز ۳:۷

    اینک تخت روان سلیمان است که شصت جبار از جباران اسرائیل به اطراف آن می‌باشند.

  8. غز ۳:۸

    همگی ایشان شمشیر گرفته و جنگ آزموده هستند. شمشیر هر یک به‌سبب خوف شب بر رانش بسته است.

  9. غز ۳:۹

    سلیمان پادشاه تخت روانی برای خویشتن از چوب لبنان ساخت.

  10. غز ۳:۱۰

    ستونهایش را از نقره و سقفش را از طلا وکرسی‌اش را از ارغوان ساخت، و وسطش به محبت دختران اورشلیم معرق بود.

  11. غز ۳:۱۱

    ای دختران صهیون، بیرون آیید و سلیمان پادشاه راببینید، با تاجی که مادرش در روز عروسی وی ودر روز شادی دلش آن را بر سر وی نهاد.

غزل غزلها: ۸ باب

هر باب صفحهٔ خودش را با متن کامل دارد.

ادامهٔ خواندن

باب ۳ — یکی از ۸ باب کتاب غزل غزلها، کتاب شمارهٔ ۲۲ از ۶۶ کتاب ترجمهٔ قدیم. باب‌ها را به ترتیب بخوانید یا در هر ۶۶ کتاب واژه‌ای را جستجو کنید.